سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

324

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

قوله : و لو جهل الحال : كلمه [ جهل ] به صيغه مجهول بوده و مقصود بودن حال اين است كه سبب در ترك ولى محرز و مشخص نباشد . قوله : ففى استحقاقهم : يعنى استحقاق صبى ، مجنون و سفيه . قوله : نظرا الى وجود السبب : دليلست براى استحقاق و مقصود از [ وجود سبب ] بيعى است كه واقع شده ، چه آنكه سبب تحقق حق شفعه بيع مىباشد . و تقرير اين دليل آنست كه : قطعا سبب و علت محدثه حق شفعه يعنى بيع تحقق يافته منتهى شك داريم بعد از آن مانعى ايجاد شده كه از تأثير مقتضى جلوگيرى كرده يا چنين نبوده بلكه ولىّ بدون سبب آن را ترك نموده است پس در واقع مقتضى موجود و شك در حصول رافع است از اينرو استصحاب سبب مؤثر مقتضى است كه حق نامبرده فعلا ثابت باشد . قوله : فيستصحب : ضمير مستتر به [ وجود سبب ] راجع است . قوله : ام لا الخ : اشاره است بدليل براى استحقاق و تقرير آن چنين مىباشد : در خصوص افراد نامبرده يعنى صبى ، مجنون و سفيه وقوع بيع علت تامه براى حصول حق شفعه نبوده بلكه جزء سبب است و جزء ديگر آن وجود مصلحت است پس اساسا اصل وجود سبب مشكوك مىباشد لاجرم نمىتوان حكم بحدوث شفعه كرد در نتيجه ثبوتش در